تبليغاتX
ش6حرف و 4 نقطه"انتظــــــــــــــار"


























ش6حرف و 4 نقطه"انتظــــــــــــــار"

soniya66


سلام دوستای گلم خوش اومدین

1توضیحی بدم درمورد آپام آپای جدیدو توی پستای قبلی میریزیم

ایشالا بعد امتحانا در خدمتتون هستیم.یا علی

مطالب جدیداخیر عبارتند از:طبــیـعت(عکس)

ویرایش دلنوشته ها

(در قسمت حکایت ها)

سخن زیبای حضرت علی/جواب زیبای یک ریاضیدان

دکتر علی شریعتی ودسته بندی انسانها

(در قسمت سخنان کوچولوامابزرگ)

چند شعر قشنگ

(درقسمت شعر)

جمعه 14 آبان1389 | 1:30 | soniya ekip | |


زنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدگــــــــــــــــــیم داغـــــــــــــــــونه

 

داغـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــون.هرشـــــــــب با چشمـــــای پـــــــــر

اشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــک میخوابم.بغض توی گلوم کـــــــــاش زودتر

خفم کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــه چـــــــــــــــرا ک یه مرده متحرک بیشتر نیستم

تورو خــــــــــــــــــــــــــــــــــدا از خـــــــــــــــدا بخـواین منــــــــــــــو راحت کنه

خیـــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــلی دارم زجــــــــــــــر میکشم.من آدمی باحوصله

بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم و بااخلاق اما الان هیچی ازم نمونده خیلیا

ازم می رنـــــــــــــــــــــجن.کــــــــــــــاش اون شب ک تا حد مرگ رفتم

دیـــــــــــــــــــــــــــــــگه برنمیگشتم....بـــــــــــــــــــرام دعـــــــــاکنید

خدا سپیده رو لعنت کنــــــــــــــــــه....

ایـــــــــــــــــــــــــــــــن شعر مدام تو گوشمه:

هـــــــــــرکجا ک محــــــــــــرم شدی دست از خیانت بازدار

چرا ک محرم است ک با یک نقطه مجــــــــــرم میشود

من اون نقطه را با صداقت تمام برداشتم اما

اما اون هم نقطه گذاشت همم خیانت کرد

یکشنبه 24 اردیبهشت1391 | 23:44 | soniya ekip | |


سلام دوستای همیشگی ما تو این پست قصد داریم

انواع عکسها رو ماه به ماه اگه ام بشه هفته به هفته براتون

بزاریم امیدوارم که خوشتون بیاد

عکسهای طبیعـــت اگر به انگشت مبارکم

1کوچولوفشار بیارینو ادامه مطلبو بزنین بقیشو میبینین


شــــــــــــــاد بـــاشیـــــد تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


ادامه مطلب
سه شنبه 25 مرداد1390 | 7:9 | soniya ekip | |


ســـــــــــونیا ورفقـــا...

این وب به صورت چند نفرس(اکیپ کی بریم سینما! که هنوزم نرفتـــــیم تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

از اونجایی ک این پست با ما لج میکنه و خراب میشه دوباره مطالبمونا میذاریم شاید فرجی شد!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

دکتر شریعتی

درد کشیدن چه سخت است!...

برای کسی که ناله نیز نمی تواند، که حلقوم فریاد ندارد، قلب عصیان ندارد چه می گویم؟

حتی نمی تواند بلرزد، اخم کند، نمی تواند در این خلوت مرگبار تنهایی،

حتی بر پیشانی اش مشت بزند، نمی تواند تحمل کند، نمی تواند... بگرید...

نمی دانی برای یک اسکلت، درد کشیدن چگونه سخت است! تا کجا سخت است!

نمی دانی گریستن، برای کسی که حدقه ی چشمش جز دو حفره ی عمیق و بزرگ

پُر خاک نیست، چه رنج آور است! چه می گویم؟ رنج؟ درد؟ سخت؟

این کلمات از آن زنده ها است، از آن دنیای پر از توانستن،

پر از بودن و پر از زندگی کردن است. اینجا هیچ کلمه ای یارای حرفی ندارد، هیچ کلمه ای،

هیچ زبانی کاری از دستش ساخته نیست.

چه بگویم؟ جز همین اندازه که مرا مرنجان، در اینجا مرنجان،

 در این جا من همواره نگران تو ام، جز به این نمی اندیشم که نکند که در برابر آتش،

آنگاه که چشم بر شعله های پر نشاط و بازیگر آتش دوخته ای و مرغان خیالت بر گرد سرت

در پروازند و یکایک برایت قصه ای ساز کرده اند، ناگهان، لبان سیراب و چشمان براق و

چهره ی شاداب و جوان و سرشار از زندگیت از قصه ای تلخ بپژمرد.

من، از اینجا، نباید جز قلقلک پیاپی خاطره های شیرین و آرزوهای

 وسوسه انگیز آمیخته با شرم و شوق و نوازش، در تو حالتی دیگر ببینم.

مرا در اینجا، در این تنهایی جاوید و ساکتم، آرام بگذار!

تو بیست سال دیگر بی من، باید دست در آغوش لحظات

سرشار از بودن و زندگی کردن؛ باشی

و زندگی کنی...

باشی

و زندگی کنی...

باشی

و زندگی کنی...

آری، باشی

و زندگی کنی...

که دوست داشتن از عشق برتر است

و من،

هرگز، خود را تا سطح بلندترین قله ی عشق های بلند، پائین نخواهم آورد.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

شماره تلفنتان را با استفاده از ماشین حساب بدس آورید (جالبه )

.ابتدا 7 رقم شماره تلفنتان را در نظر بگیرید .

.حالا 3 رقم اول شماره تلفنتان را وارد ماشین حساب کنید .

.مثلا اگه شماره شما 1234567 است شما شماره 123 را وارد کنید.

.حالا این 3 رقم اول را با 80 ضرب کنید و حاصل را با 1 جمع ببندید.

. حالا حاصل را بر 250 ضرب کنید.

.حاصل را با 4 رقم آخر تلفنتان جمع ببندید.

. حاصل را یکبار دیگر با 4 رقم اخر شماره جمع ببنیدید.

.حالا 250 را از حاصل کم کنید.

.عدد به دست امده را بر 2 تقسیم کنید.

آیا این شماره برایتان آشنا نیست؟!!!!!!!!!!!!!!تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

بگو که می آیی

در توالی سکوت تو ٬ در تداوم نبودنت ٬

رد پای آشنایی از صدای تو ٬ در میان حجم خاطرم هنوز زنده است ٬

هنوز می تپد و باورش نمیشود که نیستی.. که رفته ای ٬ کجا نوشته اند؟






سه شنبه 25 مرداد1390 | 6:22 | soniya ekip | |


امام علی (ع)

آرام باش ، توکل کن ، تفکر کن ، سپس آستینها را بالا بزن ،

آنگاه دستان خداوند را می بینی که زودتر از تو دست به کار شده است*

روزی از دانشمندی ریاضیدان نظرش را درباره زن و مرد پرسیدند

جواب داد:
اگر زن یا مرد دارای ( اخلاق) باشند پس مساوی هستند با عدد یک =1
اگر دارای (زیبایی) هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم =10
اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =100
اگر دارای (اصل و نصب) هم باشند پس سه تا صفر  جلوی عدد یک میگذاریم =1000

ولی اگر زمانی عدد یک رفت (اخلاق) چیزی به جز صفر باقی نمی ماند و صفر هم به تنهایی هیچ نیست ، پس آن انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت.

دسته بندی انسانها از دید دکتر شریعتی

دسته اول آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم نیستند. عمده آدم ها حضورشان مبتنی به فیزیک است.

 تنها با لمس ابعاد جسمانی آن هاست که قابل فهم می شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

دسته دوم آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند. مردگانی متحرک در جهان.

خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته اند. بی شخصیت اند و بی اعتبار.

هرگز به چشم نمی آیند. مرده و زنده شان یکی است.

دسته سوم آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند. آدم های معتبر و با شخصیت.

کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که

همواره به خاطر ما می مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

دسته چهارم آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هستند. شگفت انگیزترین آدم ها در

 زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمی توانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که

 از پیش ما می روند نرم نرم آهسته آهسته درک می کنیم. باز می شناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند.

چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدم ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان.

 اما وقتی در برابرشان قرار می گیریم قفل بر زبانمان می زنند. اختیار از ما سلب می شود.

 سکوت می کنیم و غرقه در حضور آنان مست می شویم و درست در زمانی که می روند یادمان می آید

 که چه حرف ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

لطفا تا آخرش بخونید :
چقدر خنده داره
که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می‌گذره!

چقدر خنده داره
که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می‌ریم کم به چشم میاد!

چقدر خنده داره
که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت می‌گذره!
 
چقدر خنده داره
که وقتی می‌خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می‌کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما وقتی که می‌خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!
   
چقدر خنده داره
که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می‌کشه لذت می‌بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی‌گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی‌تر از حدش می‌شه شکایت می‌کنیم و آزرده خاطر می‌شیم!
 
چقدر خنده داره
که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان
دنیا آسونه!

چقدر خنده داره
که سعی می‌کنیم ردیف جلو صندلی‌های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین صف
نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم!

چقدر خنده داره
که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی‌کنیم اما
بقیه برنامه‌ها رو سعی می‌کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

چقدر خنده داره
که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می‌کنیم اما سخنان قران رو به سختی باور می‌کنیم!

چقدر خنده داره
که همه مردم می‌خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به
بهشت برن!

چقدر خنده داره
که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می‌کنیم به سرعت آتشی که
در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می‌گیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو می‌شنویم دو برابر
در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می‌کنیم!
خنده داره؟
اینطور نیست؟
دارید می‌خندید؟
دارید فکر می‌کنید؟

این حرفا رو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاسگزار باشید که او خدای دوست داشتنی ست.
آیا این خنده دار نیست که وقتی می‌خواهید این حرفا را به بقیه بزنید خیلی‌ها را از لیست خود پاک می‌کنید؟ به خاطر اینکه مطمئنید که اونا به هیچ چیز اعتقاد ندارند.

این اشتباه بزرگیه اگه فکر کنید دیگران اعتقادشون از ما ضعیف تره

راز شخصیــتی شما از زبان گل ها

فروردین، گل رز

گاهی بدون فکر قبلی کاری را انجام می‌دهید.
بسیار رک گو هستید و عاشق مسافرت!
اشتیاق زیادی برای زندگی کردن دارید و پشتکارتان خوب است.

اردیبهشت گل نسترن

 فردی صبور و پرطاقت هستید و اراده بسیار قوی دارید.
دوست دارید کارها را به آهستگی ولی به طور جدی انجام دهید.
خجالتی هستید و قابل اعتماد. سعی می‌کنید از مشاجرات دوری کنید.

خرداد گل یاس

سفیدرفتار دوستانه‌ای دارید.
رک گو و پر حرف بوده و همین امر به جذابیت شما می‌افزاید.
مانند گل یاس، همیشه برای زنده کردن یک مجلس و معطر کردن آن حضور دارید.
از رفتار بد دیگران سریع می‌گذرید. برای رفاقت ارزش زیادی قائلید. 

تیر گل بنفشه

زندگی همیشه برایتان شیرین نیست و زیاد یا فراز و فرودهای آن مواجه می‌شوید.
به جای داشتن درآمد جزیی به فکر درآمدهای کلان هستید.
ذهن خلاقی دارید و به دنبال فعالیت‌های خلاقانه هستید.
در خانه بیشتر از همه جا احساس امنیت و آرامش می‌کنید. 

مرداد گل شب بو

فردی با محبت، خونگرم، دلسوز اما کمی‌عصبی هستید.
غالباً از کمبود اعتماد به نفس رنج می‌برید و کمی ‌نیز احساس ترس در شما دیده می‌شود.
برخی اوقات مردم از اخلاق خوب شما سوء استفاده می‌کنند.

شهریور گل داوودی 

جدی، متفکر و تا حدی اندیشمند هستید.
در کارهایتان سرسختی و سماجت دارید و این مسئله گاهی به ضرر شما تمام می‌شود.
به رغم آنکه شخص مهربانی هستید اما برخی اوقات رگه‌های نامهربانی در شما نمایان شده که این مسئله دیگران را آزار می‌دهد.

مهر گل زنبق

فرد مودبی هستید.
به سرعت عصبانی می‌شوید ولی خیلی سریع به حالت اولیه باز می‌گردید.
از زیبایی لذت می‌برید.
فرد محبوبی هستید و سرشت سخاوتمندی دارید.
میل زیادی برای زندگی در شما موج می‌زند و از انجام هر کاری لذت می‌برید. 

آبان گل ارکیده

به سرعت تصمیم می‌گیرید و در انجام کارهایتان بسیار سریع و چابک هستید.
تغییرات شغلی شما را نمی‌ترساند که این موضوع یکی از برتری‌های شخصیت شماست.
توانایی استثنایی در سازماندهی کارهایتان دارید.
 

آذر گل مریم 

احساساتی، صادق، باوفا، بشاش و خوش اخلاق هستید، اما اگر بخواهید می‌توانید همزمان روی دیگر سکه را نیز نشان دهید.
خانه را تنها پناهگاه مطمئن زندگی می‌دانید.
کمال طلب و تا حدی رویایی هستید که در برخی موارد این رگه های شخصیتی به کمک شما می‌آیند.

دی گل همیشه بهار

اهل رقابت و دوست بازی و قابل اعتماد و امین هستید و خیلی علاقه دارید وقت خود را بیرون از خانه بگذرانید.
بسیار تودار و در واقع درون گرا هستید، از شادی دیگران شاد می‌شوید اما خود به سختی به آرزوهایتان دست می‌یابید. 

بهمن گل گلایل 

اهوش هستید و می‌دانید چه می‌کنید. می‌خواهید همه امور مطابق میل شما باشد که البته گاهی می‌تواند به دلیل عدم توجه به نظر دیگران برایتان مشکل ساز شود...
اما در مورد عشق صبور هستید.
همواره اهدافی برای دستیابی دارید و واقعاً برای رسیدن به آنها تلاش می‌کنید.

اسفند گل نرگس

مهربان، با گذشت و بسیار تودار هستید، به هیچ وجه خودخواه نیستید.
همیشه بهترین را برای دیگران می‌خواهید.
دوستانتان برایتان بسیار مهم هستند و قدر آنچه را که دارید می‌دانید.
بین دوستان محبوب هستید و در خانواده نظر شما بر دیگران ارجحیت دارد..


شنبه 7 خرداد1390 | 21:2 | soniya ekip | |



فرقـے نمـے کند!!بگویم و بدانـے...! یا... نگویم و بدانـے...! فاصله دورت نمی کند...!! در خوب ترین جاﮮ جهان جا دارﮮ...! جایـے که دست هیچ کسـے به تو نمـے رسد.:دلــــــــــــــم...!! که خیلی تنهـــــــاس...!  انتــــــــــظــار .... تا کجای این داستان ادامه خواهی داد؟؟؟ صبر....!!! ایوب را پشت سر گذاشته ای!!!! دیگر برای چه؟؟؟؟ حداقل تکلیف مرا هم روشن کن... تو که میدانی زندگی ام بسته اس به وجودت.... چرا مرا با خود میکشانی....؟ رهایم کن....بگذار تو نیز رها شوی.... تو اگر خسته نیستی من خسته ام....!!! می خواهی التماست کنم؟؟؟ التماست میکنم...من که چیزی برای از دست دادن ندارم... التماست می کنم.... کافی است لحظه ای از تپش بایستی....فقط لحظه ای.... مرا رها کن و برو.... مرا همین بس که شاید از سر رحم گذارش بر آرامگاهم افتد... باور کن مرا همین بس است.... تو را نمیدانم؟!؟!   دل ضربه های فراموش شده ی من است مجبور نیستی بخندی مجبور نیستی دلم را هر بار از جا بکنی ببین! خنده های تو مرا پرت می کند توی گرباد دوست داشتن من از این گردباد می ترسم بی زحمت نخند لبخند هم نزن اصلا چرا زل زده ای به دلهره های من؟ خنده های تو بذر شعر است تو که شعرهای گره خورده به مرا نمی بینی نمی خوانی نمی دانی لبخند هایت را توی دامنم می ریزی که چه!؟ هر چه آتش است از گور همین شعرهاست من نمی خواهم از نو شاعر شوم.... دارم فکر می کنم چقدر خوب می شد نزدیک صورتم نفس می کشیدی می دانی ؟ من رک تر از آنم که نبوسمت . . . لحظه های شیرینی که به تو دل بستم از تو پرسیدم من تو منی یا من تو؟؟! و تو گفتی : هر دو من به تو پیوستم گفتم ای کاش پناهم باشی همه جا و همه وقت دست تو در دستم تکیه گاهم باشی و تو گفتی هستم تاآخرین نفس درکنارت هستم ... آري عاشقم يک عاشق چشم به راه... عاشقي که مدتهاست در غم انتظار نشسته است... بگو که می آیی در توالی سکوت تو ٬ در تداوم نبودنت ٬ رد پای آشنایی از صدای تو ٬ در میان حجم خاطرم هنوز زنده است ٬ هنوز می تپد و باورش نمیشود که نیستی.. که رفته ای ٬ کجا نوشته اند؟ عشق Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;} این چنین میان مرز سایه هاست؟ این چنین پر از هجوم فاصله! در تقابل میان آب و تشنگی ٬ تقابل میان درد و زندگی کجا نوشته اند؟ ... باز هم دلتنگی … باز هم زمزمه هایی از جنس بغض و تنهایی. باز هم پنجره باز و انتظار و نیامدنت. اگر بدانم که می آیی تمام بغض های کهنه را فروکش می کنم. اگر بدانم که می آیی تمام پنجره های عالم را به انتظار می نشینم. اگر بدانم که می آیی دیگر تنهاییم را با خاطره هایم پر نمی کنم. تمام خاطره هایم را در صندوقچه قدیمی می گذارم تا بهانه ای برای نیامدنت نباشد!!! تو فقط بیا… بگو که می آیی . سالهاست گوشهایم در انتظار شنیدن نجوایی آشناست!!! بگو که می آیی. دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت ... در تقابل میان آب و تشنگی ٬ تقابل میان درد و زندگی کجا نوشته اند؟ ... باز هم دلتنگی … باز هم زمزمه هایی از جنس بغض و تنهایی. باز هم پنجره باز و انتظار و نیامدنت. اگر بدانم که می آیی تمام بغض های کهنه را فروکش می کنم. اگر بدانم که می آیی تمام پنجره های عالم را به انتظار می نشینم. اگر بدانم که می آیی دیگر تنهاییم را با خاطره هایم پر نمی کنم. تمام خاطره هایم را در صندوقچه قدیمی می گذارم تا بهانه ای برای نیامدنت نباشد!!! تو فقط بیا… بگو که می آیی . سالهاست گوشهایم در انتظار شنیدن نجوایی آشناست!!! بگو که می آیی. رنگ چشم هايت را هنوز به خاطر مي آورم صداي بال شاپركي که مرا به تو نزديك مي كند مي گفتي شمع را به خاطر بسپار گل را هرگز و من تازه مي فهمم كه خانه تو را كم داشت! گرچه از باد نمانده اثر انگشتی روی دیوار و در پنجره اما تلفن می زنم امشب به پلیس و به او می گویم: یک نفر شاخه ی احساس مرا از لب باغچه ام دزدیده...    خدایا Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;} خدايا کمکم کن تا عاشقانه ترين نگاه ها را در چشمانش بريزم خدايا کمکم کن تا در بعد عشق او بهترين و شيرين ترين باشم ، به من کمک کن تا سرودن عشق را به هنگام طلوع آفتاب هر بام بر لبانش جاري سازم و راز عشق را در گوشش سر دهم ، خداوندا او را نگه دار که من به عشق او زنده ام ... بگذار می دانم که در آسمان، نقش خورشید را به تو داده اند! لیاقتم،به ذره ای نور هم نیست! ولی بگذار در سایه ی نورت در جایی کوچک و ساکت شاید، دلت! پناه بگیرم.... Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;} گرمی دستات گــــرمـــی دستهـــایـ تــــو آتشـــــی است کهـ بـا آن تمـــــام وجــــودم را گــــرم خواهــــم کـــرد حتـــی در سرمـــای زمستــــان وایــن یعنـــی همـــان دوســــت داشــــــتن و مـــن بـــرای دوســــت داشــــــتن دلیــــل نمـــی خواهــــم همـــین دستهـــای تـــو کـــافــــــی است .. عشق تو تمام قلبم و وجود را پر کرده است دیگر حتی سر سوزن جایی برای کسی نمانده است . معشوق ابدی من دیگر هیچگاه تنها نیستم همیشه عشقت با من است ... Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;} ای ستاره ها ای ستاره ها که بر فراز آسمان با نگاه خود اشاره گر نشسته اید ای ستاره ها که از ورای ابرها بر جهان نظاره گر نشسته اید آری این منم که در دل سکوت شب نامه های عاشقانه پاره میکنم ای ستاره ها اگر بمن مدد کنید دامن از غمش پر از ستاره میکنم با دلی که بویی از وفا نبرده است جور بیکرانه و بهانه خوشتر است در کنار این مصاحبان خودپسند ناز و عشوه های زیرکانه خوشتر است ای ستاره ها چه شد که در نگاه من دیگر آن نشاط ونغمه و ترانه مرد ؟ ای ستاره ها چه شد که بر لبان او آخر آن نوای گرم عاشقانه مرد ؟ جام باده سر نگون و بسترم تهی سر نهاده ام به روی نامه های او سر نهاده ام که در میان این سطور جستجو کنم نشانی از وفای او ای ستاره ها مگر شما هم آگهید از دو رویی و جفای ساکنان خاک کاینچنین به قلب آسمان نهان شدید ای ستاره ها ستاره های خوب و پاک من که پشت پا زدم به هر چه که هست و نیست تا که کام او ز عشق خود روا کنم لعنت خدا بمن اگر بجز جفا زین سپس به عاشقان با وفا کنم ای ستاره ها که همچو قطره های اشک سربدار سر بدامن سیاه شب نهاده اید ای ستاره ها کز آن جهان جاودان روزنی بسوی این جهان گشاده اید رفته است و مهرش از دلم نمیرود ای ستاره ها چه شد که او مرا نخواست ؟ ای ستاره ها ستاره ها ستاره ها پس دیار عاشقان جاودان کجاست ؟
جمعه 15 شهریور1387 | 20:0 | soniya ekip | |


    امیدوارم خوشتون اومده باشه

     ببخشیدچشمای قشنگتوناخسته کردم

         نظریادتون نره موفق باشینوپایدار

                              یــــــــا عـلی

چهارشنبه 4 مرداد1385 | 17:13 | soniya ekip | |

Design By : nightSelect.com

كد ماوس